تبليغاتX
تجربه یک بازیگر
حضور صحنه ای
 

(نگاهی به پیشینه نقالی زنان)

 نقّالی عبارت است از نقل یک واقعه یا قصه، به شعر یا نثر، با حرکات و حالات و بیان مناسب در برابر جمع و نقّال‌کسی است‌که یک واقعه یا قصه مربوط به افسانه‌ها و اساطیر و یا ساخته خود را در برابر جمع بیان می‌کند. (بیضایی)بعضی از محققان معتقدند سرچشمه تئاتر، داستان‌سُرایی است.(براکت)

مادران همیشه در جوامع مختلف داستان‌های افسانه‌ای یا واقعی را برای‌کودکان و نزدیکان خود تعریف می‌کردند و اگر اولین مادر تاریخ را اولین زن نقّال به‌شمار آوریم از حقیقت دور نشده‌ایم و تنها به مقام انسانی، اجتماعی و تاریخی مادران احترام لازم را نهاده‌ایم.

«‌در اسطوره‌های‌ ایرانی‌ نیز نخستین‌ بانویی‌ که‌ آواز خوانده‌ بانوی‌ کوه‌ است‌. زنی‌ تنها و سرگردان‌ که‌ در کوهها پنهان‌ شده‌ و سوز دل‌ را به‌ آوازی‌ نالیده‌ است‌.‌»

 گمان می‌رود ‌که واقعه‌خوانی در ایران پیش ‌از اسلام، قصه‌سُراییِ موزونی همراه با یک ساز ( که احتمالآ" چنگ ) بوده است.. مسیر این‌گونه نقّالی آوازی را که بیشتر به قوّالی تعبیر می‌شود چه در موسیقی و چه در روایات مربوط به پیش از اسلام می‌توان دنبال‌کرد.

 همین قوّالی چون به قرن‌های اولیه اسلامی رسید شاید به‌دلیل محدودشدن و حتی گاه ممنوع‌شدن موسیقی، همراهی ساز را از دست داد و از آن تنها نقل واقعه باقی ماند..‌.

پس مفهوم نقّالی با اصطلاحات دیگری نیز شناخته‌ می‌شود مانند: واقعه‌خوانی، قصه‌سُراییِ موزون، نقّالی آوازی، خنیاگری، رامشگری، روضه‌خوانی، صورت‌خوانی، مناقب‌خوانی، سخنوَری، ذاکری، پرده‌خوانی و قوّالی.

بی‌گمان بزرگ‌ترین و مهم‌ترین زن نقّال وخدای‌نامه‌خوان پس از اسلام (همسر فردوسی )بوده است‌که خدای‌نامه‌ها را به زبان پهلوی ساسانی برای فردوسی می‌خواند

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 مرداد1388ساعت 23:32  توسط شعبده باز | 

220px-RezaKianian.jpg

;REZA KIYANIYAN

سعی میکنم همیشه به روز باشم،

به روز بازی کنم،

وبه روزبنویسم.

علم هرچه پیشرفت میکندازگذشته اش دورترمیشود،

اماهنرهرچه پیش می رودبه گذشته اش نزدیکترمیشود،...

+ نوشته شده در  شنبه 3 مرداد1388ساعت 2:7  توسط شعبده باز | 

   

 

              سده پنجم پیش از میلاد ــ یونان    

 

اشیل دومین بازیگررامطرح ساخت٬

تااینکه سوفوکل این رسم رابامعرفی بازیگرسوم برهم زد٬

هنوزبه بازیگرحرفه ای تمام وقت نیازنبود٬اماازایالات۱دستمزدهمه بازیگران تامین می شد.

وآنهاباامنیت شغلی کامل پس ازجشنواره دیونوسیای شهر۲مابقی سال رازیرنظرکورگوسها۳به تمرین تئاتر    می پرداختند.

(1)ایالات:polis یاایالت شهرهایی که درحوالی آسیای صغیر وجزایراژه مستقر ومعمولابه آتن وابسته بودند.

(2)دیونوسیای شهر:city dionosia دریونان هرجشنی که دربزرگداشت دیونوسوس برپامی شد دیونوسیانامیده می شد.

(3)کوره گوسها:choregus تهیه کننده،افرادی که توسط آرکون انتخاب می شدندووسایل موردنیاز،کمبودومایحتاج بازیگران به عهده آنان بود.

 

           سال۱۳۸۸هجری شمسی ــ ایران 

 

مطرح شدن نابازیگر ازطریق معرفی آنان به پروژه هاانجام می شود،که معمولا معرفی کننده حق دلالی خودرابا سهیم شدن دردرصدقرارداد تصویه می کند،وبازیگران هم...

به یادآنان که رفتندوبارفتنشان پیش قدم شدند(مهدی فتحی عزیزروحت شاد)

آری چند صباحی است که بازیگران می توانندپس ازگذراندن هفت خوان رستم خودرامشمول بیمه هنرمندان کنند،البته باهزینه شخصی!

ودرآخریک جک خنده دار(امنیت شغلی)

اگراثرنویسنده ای مقایرباعقایدشورای نظارت نباشد،اگرمتن تائیدشود،اگربودجه پیشنهادی کارگردان موردحمایت قرارگیرد،اگرتلفن همراه بازیگربه علت عدم پرداخت بدهی قطع نباشدواگرغم نان به بازیگراجازه تمرکزوایفای نقش رابدهد،...

شایدبتوان گفت:

بازیگرامنیت شغلی          دارد؟          ندارد؟

+ نوشته شده در  شنبه 3 مرداد1388ساعت 2:0  توسط شعبده باز | 

 

 

 

                           چندماه بعد !

 

:الو سلام بازیگر

:سلام ...شما؟ 

:مهم نیست من کییم ،یه سفارش خوب واستون دارم

:چه خوب ،صحنه است یا تصویر؟

:مهم نیست چییه ،ولی پول خوبی داره

:بله ،می تونم بپرسم کارگردانش کییه؟

:مهم نیست کییه ،اما نقش پررنگییه

:فقط ،...جسارتا"،...نویسندش  کییه؟

:اونم مهم نیست ،ولی دیالوگهایه تاثیر گذاری داره

:بحث مالی چطور؟

:اون که اصلا مهم نیست،حالا باهم کنار می ایم

:این پروژه چقدر طول میکشه؟

:واقعا"برات مهمه ؟چقدر سوال می کنی تو ،یک کلمه بگو میای یا نه؟

:عذر میخوام ،یه لحظه یادم رفت کجا دارم بازیگری می کنم ،آره میام ،حتما"میام ،فقط تورو خدا قطع نکن ،چون ممکنه تا چند ماه دیگه پیشنهادی نداشته باشم،... 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 تیر1388ساعت 19:24  توسط شعبده باز | 

هنگامی که بازیگر متوجه می شود در فضایی حرفه ایی گام بر داشته است خود را اسیر اصطلاحاتی تئوری همچون :بازی تیپی کال ،شخصیت محور ،زیر پوستی ،فانتزی ،سطحی و ... میبیند.

و با سردرگمی تمام در مقابل دیگران طوری وانمود می کند که بر همه چیز  واقف است.

آنجاست که در خلوت خود احساس نیاز به دانستن می کند، اولین چراغ روشن می شود : " مطالعه "                                                            اما نمی داند چرا هرچه بیشتر در تئوری کنکاش می کند واژه ها  و تعریف ها غریب تر می شوندبی آنکه بداند شاید روزی تمام اینها را نا آگاهانه تجربه کرده است.

البته تجربه زندگی با تجارب صحنه تفاوت دارد پس شعبده باز قصد پرداختن به دانسته های شما را ندارد بلکه هدف در اختیار گذاشتن تجارب صحنه است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 تیر1388ساعت 1:22  توسط شعبده باز | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
پیش پای ما سنگی اگر نبود
یا پشت سر درنگی اگر نبود
اکنون گیاه رسته امید می شدیم
کرسی نشین معبد خورشید
می شدیم
لعنت به هر چه سنگ
لعنت به هر درنگ ...

پیوندهای روزانه
ایران تئاتر
گروه تئاترپویا
پرش از پله هفتم
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1388
تیر 1388
پیوندها
پرشین سینما
وب رسمی
بلندای سکوت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM